تا وقتی چیزی نوشته نشده مالکش تو هستی و وقتی نوشتی مسوولیت آنرا تمام و کمال به گردن گرفته ای

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٩
تگ ها :


 

سلام. وبلاگ من جنده شده. نافرم. خودم هم همینطور! همیشه همینجور پشت سر هم به من فرو میره، هر از گاهی برای اینکه کننده(!)‌ خوشش بیاد و یه کمی مورموش بشه یه آخی می گم بعد دوباره سرم رو میندازم پایین و میدم، تا دسته! نوشتن برای من فقط همین مفهوم رو پیدا کرده و از این بابت بسیار احساس جندگی می کنم. جنده های عزیز اصلا فکر نکنید منظورم اینه که شما بد هستید. از یک حالت طبیعی شما وام گرفتم، همین! هر روز روزنامه می خونم و خبر های سایت های سانسور شده رو دنبال می کنم، بعد میرم پی کارم. گاهی هم محض اینکه نگن بابا داریم میکنمیت یه واکنشی نشون بده، یه آخی تو وبلاگ میگم. فکر می کنم مشکل ما دیگه حکومت نیست، خود ما هستیم. پس تا وقتی که مشکل ماییم، همه با هم سرمون رو بندازیم پایین هرچی این مرتیکه میمون زر زد، مرد هزار کارهء اون مرتیکه زر زد، خره و خوره و شمسی کوره زر زدند، اراذل و اوباش به قدرت رسیده و گوزمشنگان بندبریده زر زدند، ما کس و کون خودمون رو عرض کنیم خدمتشون و زر نزنیم. اوکی؟ از خودم حالم به هم می خوره. از اینکه به تخمم نیست که چه می شه ولی حرص می خورم که چرا اینجوری شده خسته شدم. مسوولیت ناپذیری ما حرف نداره، پس لطفا قنبل های عزیزمان با بالاتر بگیریم که آقایان راحت باشند. انگار نه انگار که این همه آدم می گیرند و می زنند و می کشند و به گا می دهند. در ضمن ادبیات این نوشته حتی یک هزارم ادبیات رییس جمهور بی همه چیز ما بد نیست! نسبت به اون ادبیات لمپنی من کاملا مثل لرد ها حرف می زنم، حتی اگر یک لرد {تا دسته داده} باشم....

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٩
تگ ها :