انتخابات 5 - شکستن وعده نیم‌بند

١- چه بر سر ما آمده؟ چرا از همه سوراخهایمان فریادهای واویلا بیرون می‌زند و هنوز سرمان زیر برف است و بر کشته خود نگاهی نمی‌اندازیم.

2- بسیار ناآگاهانه به بازی دیگران کشیده می‌شویم وقتی که می‌خواهند دو کاندیدای دیگر رودررو شوند و ما درست طبق سناریو عمل می‌کنیم.

3- چه می‌شود ما را؟ هدفهایمان را زود گم می‌کنیم و نقطه های آغاز و پایان را از یاد می‌بریم. دوازده سال پیش شعارهایی خفیف تر از امروز کروبی غوغا به پا می‌کرد و امروز آن حرف ها شرری هم به دل جامعه نمی‌زند؟ یا شاید من زیاد کور شده باشم.

4- هدف‌گذاری در مقابل این فاشیست چیزی جز به دست گرفتن قدرت یا بهتر بگویم صلب** آن از دست نااهل نیست. نمی‌توان جامعه را به دوازده سال قبل بازگرداند و دوباره همانگونه پیروز شد. امروز تمام امکانات دولت، برای ا.ن. بسیج شده‌اند. چرا باید چنان بازی کنیم که سرآخر خودمان مغلوب باشیم؟

5- برای کروبی با وجود عدم اعتقاد مطلق به برنامه هایش بسیار احترام قائلم. موسوی می‌تواند رای بیاورد و سابقه روشنی در مدیریت تحت بحران دارد. مشکل امروز ما با دوازده سال پیش متفاوت است و جامعه مان هم.

6- به درستی که هرکدام انتخاب شود رییس جمهور ملت و مملکت خواهد بود. پس در شرایط متعارفی آنی انتخاب می‌شود که ملت بیشتر صدایش را موافق خود بدانند. چرا نباید برای جمع آوری آرای طرف دوم (در این بازی 3 به 1) رای همه ملت را جمع کرد؟‌ چگونه می‌توان مانند کروبی و معین رای سالم و آگاهانه جمع کرد و برنده شد؟ خیلی زود است! و احتمالا در دنیا کمتر چنین امکانی وجود دارد البته اگر نخواهید خود را با قلب اروپا مقایسه کنید.

7- سود این انتخابات فعلا در جیب مخابرات است با این همه SMS و دودش در چشم ما. امیدوارم حسرتش به دلمان نماند.

8- ما ایرانی‌ها هر کدام به گونه‌ای یک فاشیست کوچک هستیم. ما عقایدمان چنان تثبیت شده‌اند که انگار کوه در دل زمین. ما نرمش نداریم. ما بازیگر سیاسی نیستیم بلکه بازیچه‌ایم.

9- مسوولیت هیچ تناقضی بر عهده نگارنده نیست چون بیش از حد عصبی است

پ.ن : در اوان نوجوانی اتفاقی کتابی به دستم رسیده بود از انتشارات سپاه و در باب مبارزه با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به نام "وقتی که فواحش مبارز می‌شوند" این چند وقته به شدت یاد این کتاب هستم. دید گذشته آنها به همه جامعه بسط یافته و ما هم دقیقا در نقش "فواحش" ناگهان مبارز می‌شویم برای لقمه نانی و بعد به سر کار و بار خود برمی‌گردیم. ما باید این بازی را تغییر دهیم.

پ.ن ٢: فواحش اشاره به هم زن دارد و هم مرد. خرده نگیرید.

پ.ن 3: صلب را در متن با دوستاره ** علامت زده ام. لغزشی در تایپ یا شاید سواد من بوده که باید سلب نوشته می شد. ممنون از کامیار

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٧
تگ ها :


انتخابات 4

خانم ها، آقایان

هزار بار دیگر هم اگر لازم باشد اعلام می‌کنم که شدیدا باور دارم آرای کروبی، نعوذبالله همانند معین در دور گذشته، هدفمند هستند و حاصل برنامه. ولی در این جامعه، موج انتخاباتی و تهییج مردم به رای دادن هنوز توسط کارهایی مانند آنچه حامیان موسوی انجام داده اند به وجود می‌آید. رای دادن به کروبی کم‌کم دارد به صورت یک "تریپ" روشن‌فکری و استدلال فرافهم عامه درمی‌آید.

یادتان باشد کروبی حداقل چهارسال است که همه را به خاطر رای نیاوردن در انتخابات دوره قبل ملامت می‌کند. یادتان باشد این کروبی همانی است که ملعون همه تان بود وقتی حکم حکومتی را قبول کرد. یادتان باشد او با کسانی مقابله کرد که "بت" های شما و ما در جریان اصلاح‌طلبی بودند. یادتان باشد که همه را به جز خودش به چوب "کند و تند"روی اصلاح‌طلب رانده و یادتان باشد جز خود و حزبش، احدی را قبول نداشته است. یادتان باشد روزنامه‌اش از اول انتشار تاکنون خلاف تمام جریان اصلاحات شنا کرده است.

من هم یادم می‌ماند که موسوی حتی یک نفر را جز خاتمی به عنوان حامی نام نبرده، شعور مردم را با فیلم تبلیغاتیش به بازی گرفته، به آرای همه اقشار رو آورده، چیزی جز خاطره برایمان نگفته، بیست سال در بطن جامعه نبوده، حرفهای نخ‌نمای اوایل انقلاب را از گنجه‌اش بیرون کشیده و تحویلمان داده، برای اینکه خیالتان راحت شود می‌گویم نحوه تبلیغاتش بسیار پوپولیستی بوده و هزار گفته و نگفته دیگر.

حافظه‌ام یاری بازخوانی همه چیز را ندارد. به نظرم بهتر است در مورد انتخابات ساکت شوم.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۱
تگ ها :


پریش نویسه‌ها 27

١- بمبی در زاهدان منفجر می‌شود. نزدیک انتخابات است پس بهتر است زودتر سر و ته قضیه به هم آید. چند نفر از قبل (سال ٨۵) در زندان داریم که دقیقا نمی‌دانیم چرا آنها را گرفته‌ایم. به هر حال با خرابکاری هایی مرتبط بوده‌اند. ٣۶ ساعت از جریان گذشته است و تشییع جنازه ها نزدیک. یاران گمنام امام زمان مثل تراکتور کار کرده اند و خبر دستگیری مظنونان پخش شده است. مجبوریم کاری کنیم. برای محکومان وکیل می‌گیریم و ترتیب محاکمه و اعدامشان را هم می‌دهیم. به هر حال آنها اقلیت هستند و جریانی ایجاد نمی‌شود که به حمایتشان سر و صدا کند. به هر حال بمب گذاری آنقدر همه را می‌ترساند که به فکر نیفتند این زندانی ها چه ربطی به بمب گذاری داشته اند. در مطبوعات هم سعی می‌کنیم کسی نپرسد چرا به گناه آهنگر بلخی(؟)، گردن مسگر شوشتری را می‌زنند.

٢- چه وقحیانه است مانور دادن از بین مردمی که واقعا هوادارت هستند به هر دلیلی که برای خودشان محترم است، برای آنکه مرزهایت را بشناسند و رای‌هایت تکان نخورند. و باز هم چشمانم را بر واقعیت می‌بندم چون باور دارم طرف مقابل سراب است.

٣- صفحه اول پرشین‌بلاگ به تبلیغات رییس‌جمهور ا.ن. مزین شده است. کم کم باید به فکر کوچ بود.

۴- چپ های دیروز، راست های امروزند و برعکس. به خودی خود نه عیب است و نه هنر. شاید فقط یادآوری باشد.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠
تگ ها :


انتخابات - 3

١- باید از طرز فکرم شرمسار باشم. به راحتی استفاده از شیوه‌های تقابل با تبلیغات پوپولیستی و نیز نفوذ در هسته‌های قدرت مخصوصا بسیج توسط موسوی را تجویز کرده بودم و غافل از آن بودم که شیوه‌های این‌چنینی (اگر نخواهم بگویم ماکیاولیستی) درست همان آفتی است که باید برچیده شود. فعلا در نوسان هستم. از طرفی رای نیاوردن ا.ن. به تقریبا هر قیمتی و از طرف دیگر شیوه‌های درست بازی‌کردن آن هم در سناریو‌های از پیش نوشته. تضاد غریبی است.

٢- احتمالا باید چشم ها را تا حدودی بست.

٣- نمی‌توانم خودم را راضی کنم به پیروی از آنکه به او اعتقادی ندارم. به حافظه خودم هم هیچ اتکایی نیست. اصولا شعور سیاسی من از آن کسی که پدر یکی از دوستان اشاره کرده بود هم کمتر است. احتمالا قیاس هم ابلهانه ترین شیوه سنجش است. به هر حال نمی‌توانم نفرات را با گروه ها مقایسه نکنم.

۴- احتمالا بدترین مستند این دوره را دیشب دیده‌ایم. افتضاح محض بود این کار مجیدی. مطمئن باشید اگر به جای روش معمول با اعضای مهجور بدنش فیلم را ساخته بود، اقلا چیزی از آب درمی‌آمد که بتوان دیدش. چند خاطره و تصاویر جنگ و چند فقره دیدار مردمی و فیلم بازی کردن مقابل دوربین در دشت و چرخش به سمت لنز و نشستن روی علفها و باز کردن ظرف یکبارمصرف و نخوردن آن و بازگشت به سمت ماشین. تنها همین چیزها و به همین دقت که گفتم به یادم مانده است.

۵- کروبی نشان داده که قدرت لابی بالایی دارد ولی من معتقد به قدرت قانون بالا هستم که بیشتر در موسوی دیده می‌شود.

۶- قاطعانه می‌گویم که در شک و تردید برای انتخاب به سر می‌برم. شما هم نظر مثبت خودتان را برای رای دادن به موسوی اعلام کنید لطفا. به هر حال به ا.ن. رای ندهید.

 

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠
تگ ها :


پریش نویسه ها 26

1- مدتی پیش نوشته بودم که صفحه پرشین بلاگ در گوشه بالا-چپ تبلیغی دارد برای سپاه. آن اکنون به محسن رضایی تغییر یافته. بهتر از قبل است ولی چقدر متفاوت، نمی دانم.

2- حیف است که ما همه زندگی را رها کرده‌ایم و به انتخابات چسبیده‌ایم و همه کاندیداها را لگدمال می‌کنیم و با این وجود می‌خواهیم که به یکی از آنها رای بدهیم. خوشا به حال ا.ن. که رای دهندگانش به دلیل صفات ثبوتیه‌اش به او رای می‌دهند. ما به دلیل صفات صلبیه سایرین به کسی رای می‌دهیم که بد باشد و نه بدتر. این را دوستی گوشزد کرد که از او ممنونم.

3- مایه شرمساری است. یکی از آقایان هنگام مسافرت به سنندج و در هتلی که به گفته مردم محل کامل در اختیار گرفته بوده، شام و ناهار داده تا مردم به حرفش گوش بدهند. اگر این حرف درست باشد، که خودم در سفر چند روز قبل به سنندج از زبان مردم شنیدم، فقط می‌توانم بگویم زشت است. هر کدام از آقایان این کار را بکند، همپای ا.ن. حرکت کرده است و لاغیر!

4- برنامه های موسوی و کروبی چندان اختلافی ندارند. به نظر من موسوی جزییات بهتر و روشن‌تری ارائه کرده است و البته با بلندپروازی هایی تفکر برانگیز. انگار فعلا مهمترین هدف، ندیدن روی ا.ن. در چهارسال آینده است. یادمان باشد خاتمی هم رییس جمهور بود و روی او را نمی‌دیدیم!

5- کاش موسوی بلد بود محکم حرف بزند. انگار نمی‌داند ممکن است رییس جمهور شود. من و من کردن بی‌هدف برای آنکه کلمات دیپلماتیک و غیر مستقیم استفاده کند، حرف هایش را تا حد زبان الکن من و پراکندگی نوشته های این وبلاگ پایین آورده است.

6- نگرانی آن دوست در مورد سوء استفاده آقایان از دانشجویان و توده های مردم به حق بود. نیمی از تقصیر آن به گردن خود ماست که بعد از انتخابات، پیگیر شعارهای رییس‌جمهور نیستیم. به خانه بر‌می‌گردیم و تا دوره بعد نان و ماست خود را با ولع می‌خوریم به رییس‌جمهور فحش می‌دهیم که چرا کاری نکرد. به نظرم مهمترین کاری که در ذهن خاتمی بود، آماده کردن ذهن مردم برای همین جریان بود. احتمالا روزگار بهتری خواهیم داشت، اگر پیگیری هر چیزی نه از دفتر رییس‌جمهور که از دل یک نهاد مردمی آغاز شود.

7- دوست دارم بدانم اگر کسی بدون پیشینه موسوی و کروبی بخواهد به یکی از آن دو (فقط از روی برنامه ها و حرف‌های فعلی) رای بدهد، کدام را انتخاب می‌کند.

8- حمالان پوچی... شاملوی بزرگ گفته بود در مورد "کسانی که وزنه‌های سنگین برمی‌دارند" کمی دستکاری در معانی توسط من. شاید ما هم همان نقش را برای این نیروهای همیشه در صحنه انقلاب داشته باشیم، هر چند وزنه هایمان سبک تر.

9- کاش موسوی کمی از صراحت کروبی را داشت تا با خیال راحت مناظره او و ا.ن. را تماشا کنم.

10- آخرش این روزها هم تمام می‌شود و علی می‌ماند و حوضش. به خانه‌هایمان برمی‌گردیم پر از نفرین و ناله و یادمان می‌رود که چه بود و چه شد. کاش امسال آنقدر جربزه داشته باشیم که دوباره ساکت نشویم.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٩
تگ ها :


باز هم انتخابات

١- عموما بحث این روزهای جامعه سیاست زده ما، انتخابات است. همه هم دلایلی کاملا قاطع و جزمی داریم که چرا به کسی رای ندهیم. اما اصولا دلایلی که برای رای دادن به کسی می‌شنوم، چندان محکم نیستند. شاید این وضعیت بدیهی باشد، ولی کمی هم فکرم را درگیر می‌کند. هیچ کس نتوانسته دلیل خوبی برای حمایت از کسی بیاورد. جز ا.ن. هیچکدام امتحانی پس نداده اند. موسوی را خودمان از صندوقچه خاطرات قدیمی پدرهایمان بیرون کشیده‌ایم. کروبی جز هنگامی که عصبانی باشد، به هیچ دردی نمی‌خورد و رضایی هم اصولا در کار بزرگ و گنده و تانک و جهان و کهکشان است و تازه قرار شده برای نیروی انتظامی پیمانکار بگیرد تا مردم را ارشاد کنند.

٢- تا هزار سال دیگر هم تکرار می‌کنم: تنها شعارهایی مورد قبول من هستند که جنبه فرهنگی ملموس داشته باشند. شجاعت در دفاع از مردم به منظور آنکه در آینده بتوان رای جمع کرد، احمق فرض کردن من است. شدیدا معتقدم شعارهای حداقلی فرهنگی نسبت به شعارهای بزرگ ناکارآمد سیاسی، آینده بهتری ترسیم می‌کنند.

٣- موسوی پشتوانه‌ای به نام خاتمی دارد، که امروزه می‌تواند به راحتی مظهر همبستگی ملی ما باشد. درست کسانی که باید پشت او را داشته باشند، یعنی ما که حس می‌کنیم کمی فهم و شعور داریم، بزرگترین منتقدانش هستیم-دقیقا چون فهم و شعور داریم. حرف های زیبایش به هیچ درد جامعه امروز ما نمی‌خورند ولی فردا درست نقش حرف‌های امروز اوست.

۴- وقتی جامعه ما باشعور و بافرهنگ می‌شود که از زیربنای فرهنگی قوی برخوردار باشد. به دلیل ساختار ویژه حکومت، سیاست های فرهنگی و اجتماعی کلا در مکانی بالاتر از دل جامعه تدوین می‌شوند و به همین دلیل رییس جمهور می‌تواند رهبری فرهنگی جامعه را هم به دست بگیرد- اگر که خودش با فرهنگ آشنایی داشته باشد.

۵- در مورد خاتمی بد نیست این مصاحبه را بخوانید. به هر حال او پشتیبان موسوی است، کاندیدایی که به او رای خواهم داد.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٤
تگ ها :