دو پریشه

١- اگر در مقابل "مثل سگ دلم میخواد" تو بپرسی "چی؟" حقته بشنوی " حریره بادوم"

٢- خیلی دلم برای سیمور گلس تنگ شده. کم کم دارم درکش می کنم

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٧
تگ ها :


کلاس زبان ما - نوشته ای برای تمرین دوباره نوشتن

دو هفته ای هست که کلاس زبان آلمانی ما شروع شده. کلاس 18 دانشجو داره و لحن این نوشته هم اصلا مهم نیست که چه جوریه. از این تعداد 10 نفر چینی هستن یعنی 55.5 درصد که اگر دقت کنید متوجه میشیم که تعداد چینی های دنیا کلا هم زیاد نیست، چون تقریبا 20 درصد مردم دنیا چینی هستند و این نسبت در کلاس ما باید منجر به 4 نفر می شد.

متحیرم از اینکه 3-4 تا از این جماعت چینی مسلک خودکار رو به راحتی ماست دور انگشت می چرخونن و با توجه به اینکه 3 نفر در کلاس ما این کار رو می کنن، نتیجه میگیریم که 30 درصد کل چینی ها بلدند با خودکار عملیات ژانگولر در بیارند.

یک نفر از گرجستان، یکی از کوزوو، سه نفر از کره جنوبی و یک نفر از ماداگاسکار به همراه ما دو ایرانی بقیه کلاس رو تشکیل میدن.

خانم معلم اول ما از اهالی همینجاست و مدتی چین بوده و یه چیزایی بلده. آدم باسواد و جالبیه. یه جمله داره که من میتونم دو هفته باش زندگی کنم، بدون آب و غذای اضافه. یکی از این چینی ها که اهل کانتون هست، پرسید که کانتونی هم بلد هستی، معلم جواب داد کانتونی لهجه نیست، بیماریه. یعنی نفس بود!

با بچه ها بدک اخت نشدیم. درس نسبتا ساده هست ولی هر روز کلاس رفتن کمر خر رو میبره. هر شب هم تمرین طبعا و اعصاب میخواد میخ طویله.

این چینی های ما هم طیف هستندها! از ذهن باز و باهوش تا بسته باهوش و باز احمق. شکر خدا یکیشون هم صورتش کامل مو در نیورده که خدا بگه اینا رو هم هورمون داده بودیم.

کلاس هم هیچ ربطی به هیچ کلاسی توی ایران نداره. بیم‌پروژکتور‌ خدادادی رو سقف کلاساشون هست و کافیه کابل رو به پورتش که توی کمد گوشه کلاسه وصل کنی تا مانیتورت روی دیوار باشه. هر کلاسی هم یه دونه از این ویدیوپروژکتور لامپی ها داره با کیفیت و سادگی خدا.

پرده کرکره ها بیرون پنجره هاست و با دکمه کنار در کلاس کنترل میشه و البته نمای پانورامیک کلاس ما رو کمتر کلاسی داره.

بسه دیگه دارم به چرت گویی میفتم

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥
تگ ها :