کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم

پلک هایم را باز می کنم

نور از فضای بین یک هشت بزرگ و یک قلب واژگون، چشمانم را میزند

چشمها را می بندم و منتظر می مانم

تا قلبک معکوس من را در خود غرق کند

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٧
تگ ها :