ویوا ایتالیا اسپانیا

وقتی هر دو تیم دوست داشتنی این مرحله به پست هم خوردند و تو گه گیجه گرفتی که مانکن های ایتالیایی را دوست داشته باشی یا قرمزهای اگزاتیک اسپانیول را، تصمیم می گیری به هر قیمتی شده با یکی از دو تیم جام را به دست آوری. فرقی نمی کند کدامیک فقط قهرمان شوند. امیدوار بودم ایتالیا برنده باشد چون فکر می کردم اسپانیا از پس سایر تیمها بر نخواهد آمد. بازی زیبا بود. در مقابل این دفاع نباید توپ را استپ کنی، فقط چشمهایت را ببند و شوت کن. وقت نداری. قدرت و صلابت از آنها می بارد. زیبایی این تیم نه تنها در بازی ( که اصولا چندان زیبایی ندارد) که در صورتهای بازیکنان است، اگر که این اشتباه انتخاب مربی -کامورانزی- را نادیده بگیریم که به حق یکی از عوامل باخت تیم بود. در طرف مقابل، فوتبالی ارو.تیک از اسپانیا جاری بود. سرشار از تکنیک های ناب محمدی، که در مقابل صخره های ایتالیا خودنمایی می کرد. پنالتی هم شانس است و هم عادلانه ترین شیوه برای اینکه یکی از دو تیمت برنده شوند و تو نه خوشحال شوی و نه دلسوخته. اشکهای پیرلو جگرت را کباب می کند ولی خوشحالی راموس و فابرگاس دوغ خنک بعد از جگر کباب شده است. دیشب بسی محظوظ گشتیم،‌ بصرا. لیحفظ الله من یرا فوتبال فی الاستادیومات بلا ملابس،‌ خارجیه او داخلیه، ذکر او انثی،‌و قد فعلا حینئذ.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۳
تگ ها :