سلام. امروز در اوج درگیری هایی که هیچ ربطی به ما ندارند، روزنامه شرق صفحه اول خود را به خانم های مانکن ایرانی در شو لباس مشترک نیروی انتظامی و وزارت کشور اختصاص داده است. گامهای بلند برداشته شده نسبت به دولتی (بهتر بگویم حکومتی) شدن لباس مبارک است! در ضمن نامه دوم احمدی نژاد به آنگلا مرکل فرستاده شده که احتمالا خواندن و نخواندنش علی السویه است مگر آنکه آقا وحی جدیدی بر کالبد مزخرف ایشان وارد آورده باشند.

تصمیم داشتم اقلا راجع به جام جهانی و فوتبال دیگر چیزی ننویسم ولی نشد! نوشته خجسته تهییجم کرد.

از تماشای ضربه های سر تماشایی زیدان به دروازه بوفون و سینه ماتراتزی سیر نمی شوم(این را کسی می گوید که هیچ علاقه ای به نوع فرانسوی ندارد و البته زیدان استثنا نیست). اولی استادی و بلوغ دو بازیکن و دومی غریزه محض نر در دفاع از مایملک خود. هر چند هزار بار که جریان را ببینیم و بشنویم چیزی غیر از غریزه خالص در آن پیدا نمی کنیم. نمی توانم از حرکت کاملا وحشیانه او دفاع کنم ولی از طرفی هم نمی توانم او را محکوم کنم چون محکومیت قاعده ای عقلی است و هیچ غریزه ای را در بر نمی گیرد. از طرفی با توجه به شعارهای رایج در فوتبال هم به هیچ وجه بیگناهی ماتراتزی قابل اثبات نیست. فکر می کنم بهترین راه چپاندن سیب در حلقوم یاوه گویان مسلمان و ارجاع تصمیم به ذهن تک تک اشخاص است. فقط ما ماندیم و حسرت جای خالی و پر نشدنی او و البته لذت باخت فرانسه در فینال و مهمتر از آن برد شیرین ایتالیا به شیوه خودشان و دیوانه بازی های بعد از آن، در حالی که به هیچ وجه در فینال مستحق برد نبودند.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٢٩
تگ ها :