combination

مزخرف تر از این کار، از دستم بر نمی آمد. چند نوشته را ترکیب می کنم! چند روزی ماموریت بودم.

 

نوشته ١ :

تنهایی چراغ های زرد خیابان زیر باران

خیسی پشت بام روبرو

تراس کوچک هتل زاغارت

سیگاری که دوست نداشتم جای تو را بگیرد

گرفت یا نگرفت؟

 

نوشته ٢:

اراک بزرگترین دهات ایران است. از کویر خاکی تر. پر از کارخانه و صنعت. باید مردم این شهر را کوچاند به جایی دیگر تا کارخانه ها راحت تر به محیط زیست برینند.

 

نوشته ٣:

صنایع آلومینیم سازی ایران، چیزی مثل ورشکستگی قبل از سرمایه گذاری است. پول هنگفتی که به چین می دهند و اختلاف ۶ میلیون دلاری قیمت چین با فرانسه برای همین پروژه. فاز یک آن با نحو رقت انگیزی راه اندازی شده و کار می کند و آلومینا و فلوئور به خورد خلق (الله اگر کمکی می کند) می دهد. هزینه سرسام آور و کار با تاخیر بالا و سپس وارد کردن مواد اولیه از هندوستان و تبدیل به شمش. برق مصرفی یک کارخانه، معادل ٣٠ کارخانه تولید سیمان با ظرفیت ٣٠٠٠ تن در روز است. شیوه کار، ایجاد اتصال کوتاه با هادی آلومینا و ذوب کردن آن، و سپس آزاد سازی گاز فلوئور است که قبلا به منظور پایین آوردن نقطه ذوب اضافه شده بود. فیلتر ها قرار است که تا ٩۵ درصد مواد را جذب کنند. هیچ گونه نظارتی بر اینکه واقعا از پس آن بر می آیند وجود ندارد. مرده باد مدیر احمق که به دلایل سیاسی از چین ناخلف کارخانه می خرد و تازه وقتی تا دسته به ماتحتش فرو کردند، یادش می آید که قطعات معیوب را کم کم با مدل های اروپایی تعویض کند.

 

نوشته ۴:

شب تنهایی ملتهب

داغی آفتاب روز بعد

فشار حتی بر ریز ترین نرون ها

شب تن هایی ملتهب

فشار حتی بر ریز ترین نرون ها

روزی خمار و آفتابی پنهان

انتظار التهاب تن ها

 

نوشته ۵:

محض عقده گشایی بخاطر دوری چند روزه از اینترنت و به قول کامیار اطناب کلام و صرف اینکه کمی با کلمات ور بروم عرض می شود که نوشته ۵ هیچ حرفی نخواهد داشت. اگر احساس کردید وقت خود را تلف کردید، درست است.

١-۵ : قرصهایم را دوست دارم. چند وقتی است عصبی نیستم. عصبی یا اسبی نمی شوم. راحتم. ریلکس ساده لامپی. فقط در عجبم که این قرصها انگار ترکیبی از "ویا گرا" دارند. رفتارشان عجیب است لامصب ها. شاید رفتار خودم عجیب شده و به حساب آنها می گذارم.

٢-۵ : لازم است بیشتر وقت به خودم و تو اختصاص دهم. سرم درست تا حشفه در کار است (مشغول الذمه اید اگر به معنای بد بگیرید، جدی میگم. یه بار منظور مثبت داشتم که اینجوری شد) همیشه خوابم می آید و خسته ام. بیا بریم به مزار ملا ممد جان

٣-۵ : عجب حالی می دهد باران! وقت آن شده که با هم کمی در باران قدم بزنیم. حیف این سریال های ماه رمضان mbc4 نمی گذارند.

5-4 : جریان چیه که پرشین بلاگ تا وقتی عددی به انگلیسی نزدی، همه رو فارسی می زنه، ولی اگر فقط یک شماره انگلیسی زدی، دیگه فارسی نمی زنه؟ حتی اگر ده بار دکمه گه خوردم رو بزنی؟

5-5 : صرفا به دلیل اینکه ارادت را خدمت بند 6-9 اعلام کنم، این بند را اضافه کردم و گرنه هیچ کاربردی ندارد.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٠
تگ ها :