نوشته ای با تاریخ مصرف گذشته : خیانت

اول برای دست گرمی‌: از ۴شنبه کامپیوتر من دست به انتحار از ناحیه پاور زد و ٢ روز زجر آور از دنیای مجازی دور ماندم.

دوم : کیوان ٣۵ درجه بحثی/جریانی/ایده ای به نام خیانت را شروع کرد(/ادامه داد؟) که تهش را نبست . منتظر ادامه ای بودم که احتمالا وجود نخواهد داشت، اقلا به این زودی. با این نوشته شروع کرده بود، سپس در ادامه این نوشته را داشت و کلا حسابی ذهن من را درگیر این جریان کرد. چند بار همه نوشته ها و لینک ها را خواندم تا شروع به جمع بندی افکارم کنم. احتمالا با توجه به ذهن آشفته من، زیاد نباید دنبال روابط منطقی بگردید.

١- متاسفانه ذهن من مفهوم بردار نیست. سیال شده است و ممکن است هر چیزی را در ظرف خودش قبول کند. اولین مفهوم بعد از خیانت در ذهن من امانت است. چیزی که نزد کسی به امانت است و او به هر نحو‌ (سهل انگاری، اشتباه، عمد و...) بلایی سر آن ودیعه می آورد. دلیل من، تاکید ذهنم بر وجود مفهوم مالکیت در روابط انسانی است. شاید قدیمی ترین عامل حفظ حریم خانواده (مشترک بین انسان و حیوان) همین حس مالکیت باشد. مفهوم هایی مانند خون، نژاد، آبرو، مذهب و چیزهای دیگر بعدا برای توجیه عامل اولیه، به ذهن بشر افزوده شده است. اجازه بدهید همین جا یک شاید بزرگ به نوشته های بالا اضافه کنم چون جز ذهنم مدرک دیگری ندارم.

٢- رفتار نرمال در انسانها متفاوت است. مثال بی ربط و دور از ذهن : خانمی که شغلش روسـپیگـری است، و پارتنرش هم آن را قبول دارد، اگر دوست پسر بگیرد و البته با او بخوابد خیانتکار است!

٣- خیانت در ذهن ما، اجازه بدهید از دید جامعه مرد سالار خودمان حرف بزنم، برای زن به کار می رود. معمولا مردها فقط به سادگی می پرند!

۴- مفهوم خیانت چیست؟ اجازه بدهید قسمتی از نتیجه جستجو با بابیلون عزیز را عینا اینجا کپی کنم

 

Merriam-Webster Collegiate® Dictionary
 
1cheat
Pronunciation:     'chēt
Function:           transitive verb
Etymology:          2cheat
Date:               1590

1 : to deprive of something valuable by the use of deceit or fraud
2 : to influence or lead by deceit, trick, or artifice
3 : to elude or thwart by or as if by outwitting <cheat death>
intransitive verb
1 a : to practice fraud or trickery b : to violate rules dishonestly <cheat at cards> <cheating on a test>
2 : to be sexually unfaithful ― usually used with on <was cheating on his wife>
3 : to position oneself defensively near a particular area in anticipation of a play in that area <the shortstop was cheating toward second base>
 –cheat·er noun
synonyms CHEATCOZENDEFRAUDSWINDLE mean to get something by dishonesty or deception. CHEAT suggests using trickery that escapes observation <cheated me out of a dollar>. COZEN implies artful persuading or flattering to attain a thing or a purpose <always able to cozen her grandfather out of a few dollars>. DEFRAUD stresses depriving one of his or her rights and usually connotes deliberate perversion of the truth <defrauded of her inheritance by an unscrupulous lawyer>. SWINDLE implies large-scale cheating by misrepresentation or abuse of confidence <swindled of their savings by con artists>.

و چه کمکی به ما می کند؟ اول تاریخ کلمه! حدود ١۶٠٠ میلادی. با اعقاب قدیمتر fraud (در حدود قرن 14) و deceit (با تاریخچه نامشخص) و imposture (از سال 1537) که هیچکدام در فرهنگ لغت مذکور، معنایی مترادف با زیرمدخل رنگ شده در بالا نداشته اند. تنها cheat به صورت آشکار به معنی خیانت جنـسی است. چرا اولین مفهوم خیانت در ذهن ما مفهوم جنـسی آن است؟ و چه لغت دیگری به جای آن داریم؟ چیزی به ذهن من نرسید. مترادفان خیانت (آنهایی که من می دانم) همه به مفهوم مالی، وطنی، فردی و اخلاق اجتماعی دلالت دارند. چرا؟ سخت است که بگویم این نتیجه از مفهوم بالا به دست آمده است: در جهان ما، خیانت آنچنان جرم سنگین و غیرقابل بخششی بوده که جز با مرگ  پاک نمی شده است. شاید در جهان آنها راه ترک تجویز پذیر تر بوده است. وانگهی، نمی توانیم منکر شویم که راه بحث در مورد آن هم بسته بوده است. این کلمه برای ما تابو است. باور کنیم.

5-آیا خیانت شرایط دارد؟ بله! اگر پارتنر کسی به باری که هر روز با هم می روند، تنها برود (به علت ماموریت رفتن او یا اصلا بواسیر یا هر چیز دیگر) مشروب بخورد و مست شود و با کسی برقصد و بخوابد، من نمی توانم بگویم خیانت کرده است. اگر جریان را به پارتنرش هم نگوید باز هم گناهی به پایش نمی نویسم.

6- یک قدم به پیش! می پرسند مولانا! اگر در شرایط عادی، با کسی دیگر پرید چه؟ خیانت پدیده ای است یک باره! فقط یک بار اتفاق می افتد. اشتباه یا عمد یا هر چه. با تلرانس 2 تا 3 بار آنهم شرایط خاص مانند روان پریشی یک نفر. نمی شود کسی پارتنرش را دوست داشته باشد و 3 شب در هفته با کسان دیگری بخوابد. دوست داشتن دو نفر با هم ممکن است ولی دیگر نامش خیانت به هر کدام از آن دو نفر نیست، رفتار دوگانه است. سردرگمی است.

7- آیا خیانت قضاوت بردار است؟ بله! با کمال وقاحت عرض می کنم که هست. از دید قوانین مدنی به راحتی هم هست. می توانید کسی را به دلیل پایبند نبودن به پیمان ازدواج، طلاق دهید. دقت کنید! می توانید، پایبندی، پیمان! اگر به هر مفهومی کسی به دیگری خیانت کرد، طرف می تواند او را ببخشد یا ترک کند. این در ذهن من اصل است. این را داشته باشید تا عرض کنم.

8- تجویز خود من: خیانت نه مفهومی مادی و عینی است و نه مفهومی کاملا ذهنی. بینابین است. پس به افراد درگیر بستگی دارد که چه واکنشی نشان دهند. قضاوت در آن صرفا به دو نفر بستگی پیدا می کند.

9- خیانت در ذهن من با اختیار دوست پسر/دختر (بدون سـکـس) هم مفهومش معین می شود. ببخشید! بالاخره باید تصمیم گرفت.

10- نتیجه گیری من: خیانت را به عنوان یک مفهوم سیال باور کنیم. در ظروف مختلف ممکن است شکلهای مختلف بگیرد. آنچه که باعث این رفتار می شود، برآیند غرایض و عقل است. نمی توانم خیانت را محکوم کنم چون نمی تواند غریضه یا عقل را محکوم کنم. فقط می توانم در مورد خودم حکم صادر کنم. همین!

من هم بعدا باز هم در مورد این احتمال دارد فکر کنم، و شاید هم بنویسم. معلوم نیست.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢۳
تگ ها :