ادامه پریش-نویسه ها 9

١- لعنتی! یک رابطه عالی، جای زیبا بدون مواد نگهدارنده و افزودنی های غیر مجاز روزمره، مزرعه های سبز گسترده به هم پیوسته تا تپه های دور با پرچینی که بتوان همه روز بر آن نشست، یک فیلم زیبا که آدمهایش جیمی هندریکس گوش می دهند، و آخر شب هم یک گیلاس ویسکی به من بده تا آنقدر گریه کنم که بمیرم.

*نوشته شده تحت تاثیر فیلم "پ.ن: دوستت دارم" و سلینجر عزیز. کسی که هر دو را می شناسد، توضیحی نمی خواهد و آنکس که نمی داند، فایده ای به توضیخی نیست.

٢- واقعا لذتبخش است که وقتی در سر آدم به جز صدای سوت فکری نمی چرخد، بتواند بنویسد.

٣- عواید این پست، هزینه جنگ غزه خواهد شد.

۴- آقا سیاست های برنامه پنجم را ابلاغ کرد. نامه ابلاغ برای من خواندنی بود:

الف) انگار که قبلی اجرا شده و حالا مملکت منتظر بعدی مانده.

ب) ایشان گمان برده اند که رهبری شخص است نه مقام. "انتظار دارم..." و انگار که ایشان ابدا قصد وارد کردن ثلمه به جهان اسلام ندارند که اندیشه نمی کنند بهتر است بگویند "انتظار است..." که کلا رهبر را درگیر کنند و نه وجود مبارک را. مدتهاست که این خود خدا پنداری ایشان بیداد می کند.

ج) ایشان از مجمع تشخیص مصلحت، هیات دولت، دبیرخانه مجمع و کارکنان و همه و همه برای "تنظیم پیشنهادها..." تشکر کرده اند و ذهن عیبجو و ملالغطی من باور دارد که ایشان منظورشان باید "تدوین..." باشد، که بسیار بعید است به تنهایی توانایی تحلیل این همه موضوعات را داشته اند.

د) ایشان ابایی از نگاه از عرش به فرش ندارند، و تحلیل درستی هم از امکانات و ابزار ها هم در دسترشان قرار داده نمی شود. ببینید: -تحقق رشد اقتصادی حداقل ٨ درصد -رساندن نرخ بیکاری به ٧ درصد -ایجاد صندوق توسعه ملی و واریز سالانه حداقل ٢٠ درصد درآمد نفت به این صندوق (گویا در جریان نیستند که صندوق ذخیره ارزی وجود دارد و کبوتر و تارعنکبوت به کمک هم مخفی نگهش داشته اند)

ولی در کل همین که این یک کار را کرد، خوب است.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۳
تگ ها :