ادامه پریش-نویسه ها 11

1- من امروز از کنگان برگشتم. روی خاکریز اسکله بودیم، حدود ۵٠٠ متر فاصله از ساحل. ٣ روز از صبح تا شب تقریبا بیکار. حالم از این رنگ دریا بد شد. خیلی حیف بود. به زودی یک پست مفصل با گزارش تصویری خواهم داشت. راستی دوباره آخر هفته خواهم رفت!

2- دریا زیبا است، ارتفاع و باد حال من را بد می کنند. می ترسم. از دریا هم می ترسم. از مجموع آنها با هم وحشتی وافر دارم. نامردها روی آب من رو تا 20-30 متر بردن بالا، روی shiploader نکبتی.

3- پدیده کشند سرخ که از مهرماه ظاهرا شروع شده، چندان هم شوخی نیست. این لینک ها را نگاه کنید تا بعدا باز هم عکس برای مقایسه بگذارم. ١ ، ٢ ،‌ ٣ ، ۴ ، ۵ ، ۶ (برای این آدرس شماره 6، space ها را حذف کنید.)

4- یک کامنت جالب برای پستی قدیمی داشتم. 1- خوشحالم. 2- به خودم حق می دهم که فکر کنم "خیلی باحالم". کی این طور فکر نمی کند؟

 

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳٠
تگ ها :