وقتی برای حرف زدن

ببین همه چیز قبول. فقط میشه خواهش کنم یک بار بدون نقد و دلیل، بدون اینکه همدیگه رو قانع کنیم که چیزی بهتر از اون یکی بود، بدون اینکه بخواهیم داوری کنیم، بدون اینکه در موردش حرف بزنیم، فقط بشینیم لذت ببریم؟

ببین جدی میگم ها، وقتی در مورد چیزی حرف می زنیم لذت های ما از همه سوراخ هامون سرازیر میشه به سمت طرف، که لزوما همون چیزهایی نیستند که اون یکی داره ازش لذت میبره. بعد چی میشه؟ چندش از لذت های همدیگه، برخورد، تصادف های برنامه ریزی نشده افکار و گفته ها، که لزوما بد نیستن ولی لذت رو پاک می کنند. وقتی هردو ازش کیفوریم، میتونیم ساکت دو ساعت نگاهش کنیم. وقتی هم میخوایم اعلام کنیم که بسه دیگه خسته شدم، کافیه در موردش حرف بزنیم.

ببین یعنی میخوام بگم حرف زدن باعث میشه که بفهمیم تفاهم اون بیرون روی میز نیست، توی خود ماست. اگر بخوایم بزاریمش اون بیرون نگاش کنیم، دیگه تفاهم نیست. جعبه دستمال کاغذیه.

ببین یعنی به همین راحتیه جریان. چطور نمی تونی درکش کنی؟ یه کمی فکر کن. از حرف زدن فرار نمی کنم، ولی الان وقتش نیست.

خوب باشه حق با توئه. یک ساعته دارم حرف میزنم برای اثبات اینکه الان وقت حرف زدن نیست.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۸
تگ ها :