خاطره کلانتر جان است - 3

چندی پیش آزادنویس عزیز، نوشته ای با عنوان جمعه برای زندگی ... ولک خوزستان منتشر کرد که من را سخت به دوران نه چندان دور برگرداند. شاید بد نباشد به عنوان خاطره مطرح شوند، چون به هر حال خیلی چیزها دیر یا زود پاک می شوند.


همایون خان از بارون شلقلقی نوشته بود. تا جایی که به یاد دارم، از دزفولی گرفته شده که ما هم متاسفانه رگی در آن بلاد داریم. ترتیب سرعت و شدت باران در دزفول به این صورت است:

رفی بارون : باران کمی می‌بارد و می‌ایستد و دوباره می‌بارد

نم‌نم: قطرات ریز باران

نم ریز: مانند نم‌نم (در دزفولی ی مانند ریز در واقع به صورت کسره کشیده خوانده می‌شود، مانند فارسی قدیم)

نخال ریز: باران بسیار ریز و سبک که باد به راحتی آن را جابجا می‌کند (نخال=سبوس گندم)

تیپ‌تیپ: باران قطره قطره می‌بارد ولی شدید نیست

نیف‌نیف: باران آرام و با قطره های ریز ولی یکنواخت

بارون تند: اظهر من الشمس

شلقلقی : باران تند و شلاقی

تیپی گلپی: باران تند که هر قطره آن به اندازه مقدار آبی است که در دهان جا می‌شود، اغراق شاعرانه

پیپی دحسی: قطرات بزرگ باران هر یک به وزن یک کیلو، هم اغراق شاعرانه و هم ح را حتما از ته حلق بخوانید که همان اندازه معنی دهد

دمب عسبی: بارش پیوسته و خطی، مانند دم اسب. با ع نوشتن اسب راهنمای تلفظ درست است

توفون نوح‌: خب معلوم است دیگر

کولا بکَنه (کولا را می کند) : باران خیلی شدید که کولا (نوعی خیمه و چادر) را خراب می‌کند

مشک گِرَکی: بارانی که به راحتی مشک آب را پر می کند

افتو بارون جنگِ کنن: باران در هوای آفتابی

در مورد نام مکان ها، کاملا حق با همایون خان است. اضافه به آنها حصیرآباد، شلنگ‌آباد،‌ آسیاباد و ‌رفیش‌آباد نامهای قابل قبولی هستند ولی محله‌ای که نزدیک پادگان لشکر است و نامش شده لشگرآّباد خیلی برجسته است. پل ها هم به شماره شناخته می‌شوند: پل سوم، پنجم و هفتم. یک پل سیاه داریم و یک پل سفید که همه به عنوان نماد اهواز می شناسندش. پل نادری هم که مسلم است باید به خیابان نادری برسد. دزفول هم نمونه جالبی دارد: هر جایی که باشید این دست و آن دست رودخانه مفهومشان ثابت است. حتی اگر این طرف باشید، باید بگویید من آن دست هستم. اصلا آدرس دادن اینطوری است : دزفول،‌ آن دست رودخانه، جنب بانک.

تاکسی گرفتن در اهواز هم آداب دارد. اگر چهار انگشت (به جز شست) را در ضلع شرق خیابان اصلی کیانپارس نشان دهی، به فلکه چهارشیر می‌روید و اگر در ضلع غربی باشید به چهارراه آبادان (که زمانی اول جاده آبادان بود ولی الان که وسط شهر است طبق قانون ثبوت اسامی همچنان چهارراه آبادان است) اگر ساعت یا مچ بدون ساعت را نشان دهید مقصدتان فلکه ساعت است، سه انگشت دست راست (بدون شست و اشاره) گویای سه راه خرمشهر است (قانون ثبوت اسامی به شرح بالا) و اگر در همان ضلع غربی کیانپارس طرف مقابل را نشان دهید یعنی فلکه مجسمه،‌ فلسفه آن طرف هم به راحتی قابل درک است: آن طرف رودخانه. همیشه با حرکت انگشت اشاره در امتداد خیابان مسیر مستقیم را به راننده تاکسی گفته‌اید. خلاصه بدون حرف می توانید تمام شهر را بگردید.

تفریح اول و آخر همه فصول خوزستان، خیابان گردی است. قدیمها اهواز بود و نادری. سر و ته همه را که می‌زدی سر از قیصریه صدف در می‌آوردند. الان برج و زهیری و چند جای دیگر هم اضافه شده، ‌مخصوصا جاده ساحلی. آبادانی ها هم بدون استثنا امیری. امیری و آبادان بدون هم هیچ معنایی ندارند. خرمشهر هم تا جایی که یادم است (و البته فقط ٣-۴ بار به دلیل ماموریت خرمشهر بوده ام و آنرا نگشته ام) اول و آخر آدرس دادن فلکه الله است. به خدا پرسیدم سیگار مارلبورو کجا پیدا می شود گفته اند فلکه الله. اگر گذرتان افتاد شبها رفتن لب شط را فراموش نکنید،‌ تجربه ای زیبا و منحصر به فرد است.

فکر کنم پروژه خوبی باشد که یک نفر کلمات انگلیسی وارد شده به آبادان، مسجد سلیمان و دزفول را پیدا کند. هنوز هم در آبادان به جای کوچه، lane گفته می شود و در دزفول به جای دودکش chimney.

و در آخر هم یادی کنیم از برزیل، این شعبه سرسبز آبادان در امریکای جنوبی. نسلی از فوتبالیست های آبادان این کشور را تاسیس کردند که فوتبال بازی کنند ولی صنعت نفت خودشان فعلا اوضاع احوال خوبی ندارد.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۳
تگ ها :