ادامه پریش‌نویسه ها- 21

١- قیاس مع الفارق است ولی دیشب که خواب بودیم ابرها آمدند و باریدند و امروز رفتند. یاد سالهای 60 افتادم، همه خواب بودند و ابرها آمدند و زهر باریدند و نرفتند. گه بگیرند این سانتیمانتالیسم را ولی دیشب خواب نبودم. کاش می‌رفتم و جلوی ابرها را می‌گرفتم.

2- از نان شب واجبتر، بحث ریاست جمهوری است.(هست؟) هنوز بحث رای ندادن هم باب است. وقتی که رای ندادیم چه غلطی کردیم؟ باید منتظر چه باشیم؟ آدم باشیم. هیچ نداریم در دنیا، عقبا (عقبی؟؟) هم که خود نیست چه برسد به آنکه در آن چیزی داشته باشیم.

3- چند وقتی است که گوشه این صفحه یادداشت تازه پرشین بلاگ تبلیغی نقش می بندد از جشنواره فرهنگی هنری ره‌آورد سرزمین نور و آرم سپاه پاسداران نیز گهگاهی سرک می‌کشد. انگار که خود را از هرچندی باید به من تحمیل کند که یادت باشد من جایی همین بالاها نزدیکت هستم. یاد برادر بزرگتر اورول بخیر، یا ناظر کبیر.

4- وقتی که فوج فوج هر آنچه بد است به سویت راه می‌افتند، بهتر است به چیزی ایمان داشته باشی. هر چه باشد.

5- دلگیر است، دلگیر!

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢
تگ ها :