روح پراگ

در میان ضعفا،‌ آنهایی که رویای نجات دادن جهان و رهانیدن آن (و خودشان) از ترس را از طریق حکومت خود در سر می‌پرورانند، خودشان را گول می‌زنند. نوع بشر توسط قدرتی که ضعفای پیشین در اختیار قرار گرفته‌اند آزاد نخواهد شد، زیرا ضعفا در همان روزی که به قدرت می‌رسند بی‌گناهی خود را از دست خواهند داد. آن‌ها به محض این‌که ترس از دست دادن قدرت هنوز نامستحکم خود، و رویاها و برنامه‌های تحقق نایافته‌ی خود برشان دارد، دست‌هاشان را به خون خواهند آلود و در دور و اطراف خود بذر وحشت خواهند پاشید، و محصول آن را نیز درو خواهند کرد. آن‌ها نمی‌توانند از شر ترس خلاصی یابند. آن‌ها در ترس از انتقامجویی،‌در ترس از دوباره پرتاب شدن به همان جایی که از آن آمده‌اند خواهند زیست، و از اعمال خود به وحشت خواهند افتاد. قدرت توام با ترس موجب جنون و افسار گسیختگی می‌شود. قدرت ضعفای پیشین غالبا سبعانه‌تر از قدرتی است که توسط قدرتمندان سرنگون شده (به توسط آنها) اعمال می‌شد، زیرا با این که ممکن است صاحبان قدرت کنترل حکومت را به دست گیرند، اما ترس هیچ‌گاه دست از سر خودشان بر نمی‌دارد.

- روح پراگ ، ایوان کلیما ، ترجمه فروغ پوریاوری ، نشر آگه ، چاپ اول بهار ١٣٨٧

* تا حد امکان شیوه نگارش و سجاوندی کتاب حفظ و متن بدون هیچ تغییری عینا منتقل شده است.

خواندن این کتاب بسیار توصیه می‌شود، خصوصا به کسانی مثل من که ادبیات و تاریخ چک را دوست دارند. ترجیحا از ترجمه خشایار دیهیمی استفاده شود.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٥
تگ ها :