پریش-نویسه ها 25

١- همینجوری الکی یاد یک جوک قدیمی افتادم:

در هتل، مردی به مسوول پذیرش اطلاعات شخصی‌اش را می‌گفت تا او فرم‌ها را پر کند، تا رسید به جنسیت:

receptioner :  s e x?

guest : yes please!

receptioner : No , I mean man or woman?

guest : well, no difference.

٢- ظاهرا در این دوره هم زیاد فرقی نمی‌کند. انگار بهتر اس چشم‌ها را ببندیم.  درک نمی‌کنم کسانی را که معتقدند وضع همین خواهد ماند. درک نمی‌کنم کسی مانند سروش را که از کروبی حمایت می‌کند چون عملگراست و شعارهای روشنفکرانه نمی‌دهد و موسوی روشنفکر است و مانند خاتمی کاری از پیش نمی‌برد. توافقی صورت گرفته که نامزدهای منصوب به اصلاحات، علیه هم تبلیغ نکنند و حرف نزنند. و این تناقضی آشکار دارد با کاری که پشتیبانان کروبی می‌کنند. چشممان را باز کنیم. همه گروه هایی که به نحوی نسبتی با اصلاحات دارند، پشت سر موسوی ایستاده اند. موسوی جلاد فجایع دهه ۶٠ نبوده، هرچند مبرا نباشد. کروبی شجاع است ولی وزن سیاسی و اجتماعی گروهش در مقایسه با موسوی اندک است. اعتماد به افراد را فراموش کرده‌ایم. اگر معتقد به حزب و هواداری از یک حرکت هستیم، نه حزب باد که مشارکت را مردمی ترین حزب بدانیم و به اعتماد ملی رای بدهیم، بهتر است تکلیف خودمان را زودتر معلوم کنیم. فرصتی برای تبلیغ باقی نمانده است.

٣- مسوولی در وزارت کشور (شاید وزیر) گفته که تخریب‌هایی که بعضی از نامزدان علیه دیگری انجام می‌دهند و آمار نادرست به جامعه منتقل می‌کنند، جرم است. ما هم که برایمان جنسیت فرقی ندارد، نمی‌فهمیم کدام‌ها را گفته و بر علیه کدام. حتی نمی‌فهمیم وقتی تمام نامزدها می‌گویند آمارهای دولت نادرست است، لابد یک جای کار می‌لنگد. پس دست به دست هم رای ما را به احمدی نژاد خواهند داد. کمی عقل لطفا.

۴- مسخره است که آدم هنگام رای دادن نظر خودش را ندهد. انگار این بار لازم است تا روز آخر هم که شده منتظر باشیم و شانس هر کدام را بسنجیم. هر کدام شانس بیشتری داشت به او رای بدهیم، مبادا اتفاق غیرمترقبه ای بیفتد.

۵- چندی پیش آقایی فرموده بود میرحسین موسوی فقط رای زنان خیابانی و اراذل و اوباش را دارد. از آنجا که نه جنس و نه نوع برای ما فرقی می‌کند، باز هم باید به او رای بدهیم. ترجیح می‌دهم کـ..کوهی باشم تا زیاد در دسترس امثال شجونی قرار نگیرم.

۶- شناعت در این دولت به حدی رسیده که به زودی ندای آسمانی هم در خواهد رسید، البته اگر صدا و سیما بگذارد. یاد جانبداری از ناطق نوری می‌افتم که باعث شد یک شبه همه رای داشته و نداشته اش در هم بشکند. امیدوارم این بار هم این اتفاق بیفتد. گرچه نظام‌مندی این دوره انتخابات با شیوه های فوق تصور وزارت کشور، راه شانس غیرخودی(ها) را مسدود کرده است. فعلا خودی یعنی خود احمدی نژاد.

٧- تا انتخابات هرکی چی‌توز بخوره خره. تبلیغات میشه. چی‌توز موتوری اگر به قصد لهو و لعب باشد اشکال ندارد.

٨- امسال نمایشگاه کتاب نمی‌رویم. مانند چند سال گذشته. انگار سن و سال دارد این نمایشگاه. بیش از حد لزوم نمایشی است. نمی‌دانم چه تفاوتی هست بین کتاب های آن مصلای محترم و کتابفروشی ها جز آنکه در مصلا تعدادی از کتاب ها مختصری اجازه ورود ندارند. چند سال پیش، آخرین باری که رفته بودم، ترجمه جدیدی از صدسال تنهایی دیدم. ناشر اصرار داشت بدون سانسور است و یک سالن را مشغول خودش کرده بود. مثل ریگ می‌فروخت. یک نسخه دست گرفتم و چند جا را چک کردم. عصبانی از این حجم تبلیغات دروغ، به او گفتم من این کتاب را ٣ بار خوانده ام. این جاها تغییر کرده و حذف شده. آرام به من گفت : نه سانسور نشده، فقط تعدیلش کرده ایم. تعدیل! واژه ای مزخرف تر از این پیدا نکرده بود. یاد تعدیل قیمت های دولت رفسنجانی می‌افتم. تعدیل کتاب یعنی کم کردن محتوا یا مقدار یا هردو و تعدیل قیمت یعنی افزایش آن، به هر حال تعدیل اگر ذره ای معنای عادلانه کردن در وجودش نهان داشته باشد، استفاده اش در مورد کتاب بسیار مسخره تر از قیمت به نظر می رسد.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
تگ ها :