باز هم انتخابات

١- عموما بحث این روزهای جامعه سیاست زده ما، انتخابات است. همه هم دلایلی کاملا قاطع و جزمی داریم که چرا به کسی رای ندهیم. اما اصولا دلایلی که برای رای دادن به کسی می‌شنوم، چندان محکم نیستند. شاید این وضعیت بدیهی باشد، ولی کمی هم فکرم را درگیر می‌کند. هیچ کس نتوانسته دلیل خوبی برای حمایت از کسی بیاورد. جز ا.ن. هیچکدام امتحانی پس نداده اند. موسوی را خودمان از صندوقچه خاطرات قدیمی پدرهایمان بیرون کشیده‌ایم. کروبی جز هنگامی که عصبانی باشد، به هیچ دردی نمی‌خورد و رضایی هم اصولا در کار بزرگ و گنده و تانک و جهان و کهکشان است و تازه قرار شده برای نیروی انتظامی پیمانکار بگیرد تا مردم را ارشاد کنند.

٢- تا هزار سال دیگر هم تکرار می‌کنم: تنها شعارهایی مورد قبول من هستند که جنبه فرهنگی ملموس داشته باشند. شجاعت در دفاع از مردم به منظور آنکه در آینده بتوان رای جمع کرد، احمق فرض کردن من است. شدیدا معتقدم شعارهای حداقلی فرهنگی نسبت به شعارهای بزرگ ناکارآمد سیاسی، آینده بهتری ترسیم می‌کنند.

٣- موسوی پشتوانه‌ای به نام خاتمی دارد، که امروزه می‌تواند به راحتی مظهر همبستگی ملی ما باشد. درست کسانی که باید پشت او را داشته باشند، یعنی ما که حس می‌کنیم کمی فهم و شعور داریم، بزرگترین منتقدانش هستیم-دقیقا چون فهم و شعور داریم. حرف های زیبایش به هیچ درد جامعه امروز ما نمی‌خورند ولی فردا درست نقش حرف‌های امروز اوست.

۴- وقتی جامعه ما باشعور و بافرهنگ می‌شود که از زیربنای فرهنگی قوی برخوردار باشد. به دلیل ساختار ویژه حکومت، سیاست های فرهنگی و اجتماعی کلا در مکانی بالاتر از دل جامعه تدوین می‌شوند و به همین دلیل رییس جمهور می‌تواند رهبری فرهنگی جامعه را هم به دست بگیرد- اگر که خودش با فرهنگ آشنایی داشته باشد.

۵- در مورد خاتمی بد نیست این مصاحبه را بخوانید. به هر حال او پشتیبان موسوی است، کاندیدایی که به او رای خواهم داد.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٤
تگ ها :