پریش نویسه‌ها 27

١- بمبی در زاهدان منفجر می‌شود. نزدیک انتخابات است پس بهتر است زودتر سر و ته قضیه به هم آید. چند نفر از قبل (سال ٨۵) در زندان داریم که دقیقا نمی‌دانیم چرا آنها را گرفته‌ایم. به هر حال با خرابکاری هایی مرتبط بوده‌اند. ٣۶ ساعت از جریان گذشته است و تشییع جنازه ها نزدیک. یاران گمنام امام زمان مثل تراکتور کار کرده اند و خبر دستگیری مظنونان پخش شده است. مجبوریم کاری کنیم. برای محکومان وکیل می‌گیریم و ترتیب محاکمه و اعدامشان را هم می‌دهیم. به هر حال آنها اقلیت هستند و جریانی ایجاد نمی‌شود که به حمایتشان سر و صدا کند. به هر حال بمب گذاری آنقدر همه را می‌ترساند که به فکر نیفتند این زندانی ها چه ربطی به بمب گذاری داشته اند. در مطبوعات هم سعی می‌کنیم کسی نپرسد چرا به گناه آهنگر بلخی(؟)، گردن مسگر شوشتری را می‌زنند.

٢- چه وقحیانه است مانور دادن از بین مردمی که واقعا هوادارت هستند به هر دلیلی که برای خودشان محترم است، برای آنکه مرزهایت را بشناسند و رای‌هایت تکان نخورند. و باز هم چشمانم را بر واقعیت می‌بندم چون باور دارم طرف مقابل سراب است.

٣- صفحه اول پرشین‌بلاگ به تبلیغات رییس‌جمهور ا.ن. مزین شده است. کم کم باید به فکر کوچ بود.

۴- چپ های دیروز، راست های امروزند و برعکس. به خودی خود نه عیب است و نه هنر. شاید فقط یادآوری باشد.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠
تگ ها :