سلام (این مطلب در روز پنجشنبه نوشته شده بود که با تاخیر ارسال شد.در ضمن هموخوانی نداشتن تاریخ ها و مطالب به دلیل حذف و تغییر وبلاگ است.)
1- دیروز کاندولیزا رایس اعلام کرده که آمریکا آماده مذاکره با ایران است، به شرطی که ایران تمام فعالیتهای هسته ای را به حالت تعلیق درآورد. واکنش ایران روشن است. حق مسلم و از این اشعار و جفنگیات! عقلانیت فعلا گمگشته ایست که بازآمدنش به کنعان دشخواری بازگشت نوزاد به تخمدان را به یاد می آورد. آقایان نسبتا محترم! رییس جمهور محبوب القلوب! لطفا کمی سیاست و منطق! ما به حق ترین ملت تاریخ نیستیم و نمی خواهیم باشیم. به خدا از حق مسلم خود چشم پوشی می کنیم تا در بستر مناسب به حقوقی که فعلا نمی دانیم دست پیدا کنیم. ما هیچ ادعایی به رهبری دنیا، چه اسلام و چه کفر، نداریم. هیچ برتری فرهنگی و نژادی و علمی نداریم و نمی خواهیم داشته باشیم. این ملت فقط محتاج شنیدن حرف راست، گرفتن حق و سهم خود از دولت، زندگی برابر با سایر ملتهای (ترجیحا مترقی) دنیا، و شاید هم آزادی است. با خودمان تعارف نداشته باشیم. ملت ایران تقریبا هرگز (به جز تعدادی از نخبه ها) هرگز دنبال آزادی نبوده است. تنها چیزی که ملت دنبال می کند، و رای به احمدی نژاد هم در همان راستا بوده) فریفته شدن با وعده نان بوده است. لطفا دلگیر نشوید. ملت دقیقا 70 میلیون نفر ایرانی است. خود را بیهوده استثنا نکنیم. با کسانی در جاهای دور افتاده و محروم صحبت کرده ام که تمام آرزویشان دیدار چند لحظه ای احمدی نژاد در روستا / شهرشان بوده است. امید به زندگی راحت در پناه الطاف او بسته بودند و تنها چیزی که نصیبشان شد هزینه سرشکن شده رییس جمهور بود به روی دست اصناف! خودمان را گول نزنیم لطفا! آگاهی و شعور در این مملکت حرف آخر را هم حتی نمی زند. پس اگر نخبه هستید، مردم را به حقوق خود آگاه نکنید. بیشتر از 60 درصد مردم به اندازه خودشان آزادی دارند و کاری هم به بیش از آن ندارند. آنان را به آفتاب گونه ای فریفته اند. شاید شایسته باشد که شما نیز آنها را به آفتاب گونه ای فریب دهید و بعد از آن آفتاب واقعی را نمایان کنید (ان کنتم قادرون). ماکیاولیست نیستم ولی چه کنم که چاره ای جز شروع با آن و ختم به لیبرال - دموکراسی نمی بینم.
2- تیم فوتبال شکننده و گوزوی ایران از بوسنی برد. با دو گل خورده و دفاعی به سبکی تحمل ناپذیر خانه عنکبوت. مبارک است ان شاالله. وقتی ادعا می کنم ایرانی جماعت درست بشو نیست، خرده نگیرید. بعد از چند سال سابقه بازی باشگاهی و لیگ حرفه ای هنوز آماتوری ترین رفتارها را در بازیکنانی می بینیم که واقعا شرمناک می شویم از این که فوتبال در کشور ما ورزش اول یا دوم است. تفکر ایرانی و گشادی ما باعث شده به هیچ وجه سختکوش نباشیم. بازیکنان تیم ملی به شدت زحمت می کشند. تمرینات کشنده ای پشت سر می گذارند. زجر و درد و هزار کوفت و زهرمار دیگر دارند. ولی توی زمین مسابقه جریان دیگری است. تفکرات دفاعی ناقص مربی، میل هجومی هردمبیل ایرانی در فوتبال، عدم وجود عامل هوش در بیشتر بازیکنان (و خصوصا دفاع های) تیم، اصرار بر وجود برخی بازیکنان که مربی آنها را بیشتر دوست دارد و کارایی بازی ملی خود را از دست داده اند، تقابل سازمان تمامیت خواه تربیت بدنی با مدیریت فوتبال (که البته چندان موافق این دومی هم نیستم) و البته وجود هزاران زردنامه ورزشی که مسوولیت سمپاشی به ای نحو کان در تیمها را دارند، عواملی هستند که باعث کمرنگی سرعت و قدرت هجومی تیم و کارهای زیبای انفرادی بازیکنان خلاق تیم می شوند. لطفا روح حرفه ای به مردم ایران هم تزریق شود.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۳
تگ ها :