در باب نوشتن و ننوشتن و چگونگی هر کدام و انجام ندادن هیچکدام

1- شرمنده می‌شود شوایک این وبلاگ هر گاه که سری به شمارنده بی‌آزار نیمه مخفی اینجا می‌زند. دوستانی که با وجودی‌که می‌دانند تا اتفاقی دست کم در حد سقوط تگرگ رنگی در روز آفتابی نیفتاده باشد، دست به کیبورد نمی‌بری، نمی‌گذارند که روحیه‌ات تقریبا هرگز از 3 پایین بیاید. مدتهاست که در تنش و کنش با خودم هستم و نوشتن یا ننوشتن که کم از مشکل هاملت نیست در فضای وبلاگستان: ننویسی پاک می‌شوی، گیرم که کم‌کم. چندباری وسوسه کنار گذاشتن این تفریح سابق به سرم زده و با خود گفته‌ام که آزاری ندارد بیچاره! آرام گوشه‌ای از فضای سایبر را گرفته و در سوسوی چراغی تلخی مشروبی را به کامش می‌ریزد شاید که روزی دوباره زن سرهنگ التفاتی کند. آخ که چقدر از این ژست خودم بدم آمده بود هر بار. انگار که روزی هفتادهزار نفر پشت در صف کشیده‌اند که ببینند من چه اخ می‌کنم! ارزشش را دارد که حتی هر روز یک خط یا فقط یک کلمه بنویسی، حتی نه برای خودت باشد، که به احترام آنکه می‌آید، گیرم که چندروزی یک بار ولی می‌آید.

2- چندگاهی است که هوس نوشتن از خودم خفه‌ام کرده. شاید لازم باشد یک بار دیگر شخصیت خودم را بشناسم. چنان دچار تضاد (با همه ز های ممکنه) شده‌ام که گفتم بهتر است خودم را بنویسم و در معرض دید بگذارم. احتمالا این کار را شروع خواهم کرد. نمی‌دانم هدف چیست، ولی خوب تمرین است دیگر.

3- مثل اسب فیلم دانلود کرده‌ایم و مثل بز دیده‌ایم و بعضی را هم نه. یادش بخیر برای یک قسمت سریال باید 2 روز کامپیوتر بدبخت زور می‌زد. الان یک فیلم را ندیده‌ای سومی دانلودش تمام شده و چهارمی تا نصفه رفته. تا کی گیر بیفتیم. احتمالا ارتش آلمان دنبالم می‌آید.

4- اگر دستگاه برطرف کننده انحنای ناخن انگشت اشاره در شبکه‌های ماهواره‌ای ایرانی اختراع شد، فورا اطلاع دهید که نیازمندیم.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
تگ ها :