فردا 22 بهمن است

1 - بالاخره اضطراب این چندروزه با بیست و دوم پیوند خورد. فردا روز سرنوشت نیست ولی روز مهمی است. فردا انتظار نداریم حکومت با بفرما زدن به ما خودش کنار برود. ما هم نمی خواهیم سرنگونش کنیم، مگر خودش بخواهد. آلمانی ها می گویند که برایتان drucken die daumen انگشت شست می فشاریم، همان fingers corssed انگلیسی هاست.

امشب شعارها ظاهرا چندان هم بد نبوده و استقبال امشب مردم روز نسبتا سبزی را نوید می دهد. فکر می کنم جمهوری اسلامی دارد به نقطه بی بازگشتش نزدیک می شود. به نظر من اگر با گوشت و پوست این را حس کنند، اوضاع بسیار خطرناک خواهد شد. همه سبزها باید هوشیار باشند. افتادن در دام جنگ داخلی ما را نه تنها به سال 57 که به ورطه ای بسیار خطرناکتر و عمیق تر خواهد کشاند. از این فضا به شدت می ترسم.

حقیقتش دوباره به این فکر افتاده ام که باید هدف را تعریف کرد. من الان دقیقا نمی دانم که به دنبال چه هستیم و دنبال چه باید باشیم. بیانیه های موسوی و کروبی تا حدود زیادی فضا را روشن کردند ولی از نوشته های مختلفی که هر روزه می خوانم، بوی هماوایی زیادی به گوش نمی رسد. هرچند زیبایی این جنبش به تنوع آرا و عقاید و گستردگی و فراگیری آن است، باید نقاط مشترک را پیدا و تقویت کرد. باید تصور روشنی از عقاید رهبران این جنبش، تئوریسین هایش و آنها که به خاطر بقیه زندان رفتند، داشته باشیم. نباید سال 57 تکرار شود.

2- چندوقت پیش در جرس نوشته ای خواندم در مورد شستشوی مغزی توسط صدا و سیما با تکنیک های عجیب و غریب و موج های کوتاهی که حواس درکش نمی کنند و روی مغز موثر است و خلاصه مثال هایی در مورد نحوه کارکرد آنها. امروز هم ایمیلی به دستم رسید که باز هم آن نوشته را یادآوری کرد. اگر جستجویی در مورد subliminal به همراه advertisement انجام بدهید، به نمونه هایی بر می خورید که چندان ربطی به موضوع ندارند. با جستجو در یوتیوب مانند این لینک می توانید مثال بسیار روشنتری ببینید. بیشتر مثال ها به سمت نشان دادن نوشته ها و پیام های در مورد س.ک .. س  تمایل دارند که اکثرا در حد تصورات ذهنی ناسالم است. حالا به کجا می خواهم برسم؟ منتقدان می گویند اگر اینها همه نشانه نیستند و بی‌تاثیرند، چرا هستند؟ چرا در حد دهم ثانیه نوشته مک دونالد در خلال یک برنامه آشپزی ظاهر می شود؟ البته این تصویر کاملا دیدنی است، ولی مثال هایی هست که فقط فرصت یک برداشت ذهنی به ما می دهند. جمهوری اسلامی چه نیازی به این تکنیک ها دارد؟

سی سال است که تمام نماد ها و شعار ها و تبلیغات علنا روی صفحه تلویزیون نقش می بندند. تصویر های کوچک و بزرگ از آقایان می آیند و می روند. تاثیر می گذارند و نمی گذارند. صداهای آزارنده گوشهایمان را می آزارند. آیا نیازی هست که حرفها و عکسهایشان را پنهان کنند و ته ذهنمان جا دهند؟ وقاحت چنان از حد گذشته که من تعجب نخواهم کرد از اینکه عده ای نیمه شب صدای وحی را بشنوند. با این وجود شدیدا اعتقاد دارم که به هر حال نباید لحظه ای به صدا و سیما توجه کرد.

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱
تگ ها :