دستها

آغشته به شهوت نمناک

می لغزند بر نرمی برآمده شرمت

و فرو می روند در تاریکی رویایی که انتهایش را رخوت

پایانی استوار است

و دگربار

ققنوس برآمده از خاکستر خویش

دستها در دستها استوار

راه فردا را می پویند...

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٦
تگ ها :