درد دل هايی که دل درد می شوند ۱

نمی نویسم. به همین راحتی! خودم و شما را راحت می گذارم. هر چند وقت یکبار ویر می شود. زخمهای خوره مانند که یادتان هست؟ در جوانی چندتایی داشتم. اولین مویی که سفید شد ئ هنوز هم یگانه است،‌ باعث شد زخمها پنهان شوند. شاید هم خوب شده باشند!

از خیلی وقت پیش شروع می کنم. ماموریت یک روزه به شمال، تالش!

راننده ای به شدت تعطیل که یکریز پرت و پلا گفت و گفت و گفت ولی یک حرف جالب زد. قسمتی از مسیر که از کنار خزر می گذشت (آن روزها تازه تصمیم گرفته بودیم سهم خودمان را ۳/۱۱ درصد تعیین کنیم) حکایتی تعریف کرد که نتیجه اش این بود:

ناصرالدین شاه یک ... کرد و ترکمن صحرا را داد، اینها خزر را دادند یک ... هم روش!

خوب از آن روز سخت زیاد به یاد نمی آورم. خزر را هم دادیم تا دسته

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٦
تگ ها :