سلام. شاید خیلی به نظر مسخره بیاد ولی دارم کم کم تصمیم می گیرم که مرتب تر بنویسم (بازی با م رو داشتید؟)

فردا روز بسیار مهمی است، اقلا از دیروز مهمتر است!

بیست و چهار بهمن بیست و چهار بهمن/ روز معافی من / روز رهایی ما / روز شکست دشمن

مبارک است انشاالله و به میمنت... می زنیم در ک.و.ن مملکت و می رویم

کابوس بدی بود... ببخشید تقطیع من درست نیست!

1- جناب ریاست محترم جمهور اخیرا فقط مانده بگویند چوب دو سر سوخته به ما تحت همه شما مخالفان گرامی من! شاهد یکی از بدترین سالگردهای انقلاب عزیز بوده ایم. کک محترممان هم نخواهد گزید. هیچ عضو حواله گری هم نخواهد خارید. حقمان است و دستمان نیست! خوب معلوم است اگر چیزی دستمان نباشد کجایمان است. پس بیایید اگر چند دهم درصد هم شانس برای نامزدهای بهتر دیدیم انتخابات مجلس را به نفع نظام (با شرمساری) باشکوه کنیم. می دانم! ببخشید! چاره دیگری نمی بینم.


2-
حق با شماست همه اش زیر سر آقاست... زیر سر بقیه هم هست. مقداری هم زیر سر خود ماست، همان چند دهم درصد. نمی توانیم از حداکثر بیندازیم، باید به حداقل بچسبیم تا زورمان برسد.

3- بدجوری سیاست زده ایم. سیاست هم بدجوری ما رو .... صلوات بفرست آقا!

ول کن آقا اعصاب خرابه...

سیگارم کو؟

چه کسی بود صدا زد سهراب...

بخواب بابا لحاف رو بکش رو سرش گناه داره بنده خدا تف و مفش آویزونه میچاد، هرچند هیبت زپرتی و مرام گربه ای و ریتم های عربی رو خوب میشناسه ولی بنده خداست دیگه... هوس مملکت داره نافرم! سلطان جهان هم به پیشش غلام است و از هر سخنش رودبارها درفشان است و آتش نشان خشم ملت های در بند است و حبل المتین رو بکش رم کردم الان جفتک می زنم به نه من شیر!

 

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۳
تگ ها :