هشت مارس؟؟؟

سلام. نوشته جادی و نظر خواننده آن کمی به سلول های مغزم فشار آورد و باعث واکنش هایی شد که فکر می کنم وقتی آدم از گرما می افتد دیگر حال برگشتن به حرارت بالای چند دقیقه قبل را نداشته باشد. واقعا ما آدمهای عجیبی هستیم.

 حاضریم سنگ به سر و روی کسی بزنیم تا بمیرد برای آنکه شرف خودمان را زنده نگه داشته باشیم. تازه تا دیروز او بخشی از بستر ما بوده که به هر دلیلی دیگری را به جای ما برای یک بار هم که شده امتحان کرده است. (اگر می توانیم اسم آن را خیانت بگذاریم!)

هرزه های خیابانگرد مردان و زنان آبرومند شده اند و در  پوششی مقدس! ما را ارشاد می کنند به دروازه های بهشت با مشت و فحش و ترس و هیچ کدام نمی دانیم امروز از دست این ماموران عزیز دولت به خانه خواهیم رسید یا نه. امنیت مهمترین وظیفه دولت است و امروز هیچ ناامنی عمده ای بجز آنکه دولت و نیروی انتظامی (چه فرقی میکند؟ یکپارچگی بیداد می کند) پدید آورنده اش باشند وجود ندارد!

 

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٠
تگ ها :