باکـونون حکیم!

 " پس آن اندازه فروتن نگردید که مرکب رهوار دیگران باشید و نه آن اندازه مغرور که همه را مرکب خود بپندارید، پس اندازه نگاه دارید "

                اسفار باکـونون - باب 3 (اخلاق) - آیه 23

" من برای شما انتهای نیاز هستم، هرگاه به جایگاه من رسیدید بی نیاز خواهید بود "

                 اسفار باکـونون - باب 1 - آیه 2

" زمین نابود می شود همانگونه که هر چیزی، حتی مومن ترین به من هم نخواهد رسد، و آنگاه در جایگاهی بالاتر شما را به انتظار نشسته ام "

              اسفار باکـونون - باب 12 - آیه 48

باکـونون فیلسوفی است که شاید دیوانه باشد ولی آن اندازه در پریشان گویی پیشرفت نکرده که پیروانی داشته باشد. او در حدود 1960 در برمه در گذشته است. ظاهرا حرامزاده ای دورگه (هلندی-تایلندی) بوده است. دولت برمه تمام کتابهایش را سوزاند (سال 1968) و پیروانش را (فرقه ای کمتر از 60 نفر) از کشور اخراج کرد. اکنون این فرقه وجود خارجی ندارد. اسفار او هم جسته و گریخته در بعضی خاطرات به جا مانده آمده است و اخیرا در یک حراجی چند دست نوشته از او به قیمت نه چندان زیادی فروش رفته است. او بیشتر مانند یک مرتاض زندگی کرد. هرگز ازدواج نکرد و سایرین را هم به شدت نهی می کرد. از اندیشه آخر کار دنیا، وجود آدم ها را غیر ضروری می دانست. پایان دنیا را تا 50 سال بعد تصور می کرد.

جالب است که از او نشنیده ایم نه؟

  
نویسنده : شوایک ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٥
تگ ها :